الشيخ حسين المظاهري

252

جهاد با نفس (فارسى)

مىشود و بقيه صفات رذيله‌اش هم از بين نمىرود ، يك وقت بدانجا مىرسد كه اگر توجه نباشد « راسل » مىشود و نظيرش فراوان است . آقاى راسل فيلسوف مشهور انگليسى را كه دنيا به او خيلى اهميت مىدهد ، ما فيلسوف نمىدانيم ؛ الفباى فلسفه را هم نمىداند . اين شخص عالم است ، هفتاد سال در معارف زحمت كشيد ، اما اين شخص هفتاد ساله كه در اين سن نيازى به زن ندارد بلكه زن براى او مصيبت است ، فرضيه مىدهد و در كتابش مىنويسد : تشكيل خانواده غلط است ؛ مىگويد : چه مانعى دارد كه يك زن ، هر روزى براى ديگرى باشد ؛ گفتن اين نظريه شرم‌آور است ، چرا يك فيلسوف مشهور دنيا چيزى را مىگويد و منتشر مىكند كه بيانش و شنيدنش شرم‌آور است ؟ مىگويد چه مانعى دارد كه شخص زن خود را به رفيق خود قرض بدهد و با او زنش را مبادله كند ؟ همه به خاطر اين است كه خودش را نساخت ، وقتى خود را نساخت آدم نيست ، وقتى آدم نشد خواه ناخواه غريزهء جنسى او را افسار كرده در اين صورت « فرويد » مىشود ، مكتب مىسازد ، « راسل » مىشود و مكتب فرويد را تاييد مىكند ! و . . . بنابراين ، تصور نشود كه اگر انسان هفتاد ساله شد ، ديگر غريزه جنسى با او كارى ندارد ؛ خيال نشود كه اگر انسان پول پيدا كرد و متمول شد ، ديگرى خبرى نيست ، يعنى آن جنبهء پول‌پرستى در او از